قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4669

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هفتصد و شصت و نهم از هجرت [ موافق سال هفتصد و پنجاه و نهم از رحلت خير البشر ] امير حسين چون واقف گشت كه لشكر مغول را استظهارى مثل صاحبقران پيدا شد ، بىدرنگ به آن طرف دوان گرديد و امراى معتبر مثل امير موسى و اولجايتو اردى و امير شيخ محمد ، پسر بيان سلدوز را منقلاى ساخت . ايشان از سمرقند عبور نموده در كنار [ 460 الف ] آبى فرود آمدند و سه كوچ از لشكر خود جدا كرده بر سر سه راه فرستادند و ملك بهادر با سه هزار سوار راه سوز نگران « 1 » را نگاه مىداشت و جهانشاه با هزار و پانصد كس در رباط ملك فرود آمد و هزار كس ديگر به راه دزق رفتند . « 2 » و صاحبقران به اتفاق كيخسرو و دو هزار مرد جته به طرف امرا روان شد و آن حضرت با پانصد مرد سبقت كرده از آب خجند بگذشت و نخست بر جهانشاه شبيخون آورد و لشكر او را متفرق ساخت . هم در آن روز بر هزار كس ديگر كه در راه دزق رفته بودند تاخت برده ايشان را نيز پريشان ساخت و سيصد كس از مردم جته با اموالى كه غنيمت گرفته بودند در آنجا بگذاشت و به طرف ملك بهادر روانه شد و سى كس را پيشتر از خود روانه كرد . و چون آن جماعت به نظر لشكر ملك بهادر درآمد ، تصور كردند كه لشكر مغول رسيد و اين جماعت كه چنين دلير مىآيند اعتماد بر لشكر بسيار كه از عقب مىآيد دارند ، و الا اندك كس در روز خود را به اين لشكر چگونه مىتوانند نمود . و ندانستند كه تكيه بر شجاعت صاحبقران نموده‌اند .

--> ( 1 ) . نسخ : سورنگران . ( 2 ) . مطلع السعدين : « و هزار ديگر بر سر راه يتى قودغ ، در خرمن ديزك فرود آمدند » ؛ ظفرنامه : « و خرمن با هزار مرد در موضع دزق را ينىقدق محافظت مىنمود . »